تاریخچه علم اخلاق اسلامی
تاریخچه علم اخلاق اسلامی
خداوند یکی از اهداف اساسی بعثت پیامبر اسلام (ص) را تزکیه مردم از
آلودگی های اخلاقی
می داند:
لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنِینَ إِذ بَعَثَ فِیهِم رَسُولاً مِن
أَنفُسِهِم یَتلُوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ
الکِتابَ وَ الحِکمَةَ وَ إِن کانُوا مِن قَبلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛ به
یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد [که] پیامبری از خودشان در میان آنان بر
انگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به
آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
از این رو، یکی از شعارهای محوری پیامبر اسلام (ص) چنین بود:
إِنَّمَا بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الاخلاق؛ تنها برای تکمیل فضایل اخلاقی برانگیخته شدم.
پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، به سبب تأکیدهای ایشان، توجه به مسائل اخلاقی تداوم یافت.
امیرالمؤمنین علی (ع) اولین کسی است که در این باب اثری مکتوب از خود به
یادگار نهاد. ایشان هنگامی که از جنگ صفین باز می گشت، در نامه ای نسبتاً
مفصل خطاب به امام حسن (ع) نکاتی مهم در اخلاق و تربیت اخلاقی بیان نمود که در نهج البلاغه آمده است. ابو
احمد حسن بن عبدالله عسکری از دانشمندان اهل سنت در کتاب الزواجر و
المواعظ تمام این نامه را آورده و می افزاید: اگر از کلمات پند آموز چیزی
باشد که باید با آب طلا نوشته شود، همین نامه است.
رساله ی حقوق امام سجاد (ع) و دعای مکارم الاخلاق ایشان در صحیفه ی
سجادیه نیز در این زمینه بی نظیرند. در روایاتی که از امامان معصوم (ع) به
ما رسیده، بسیاری از مسائل اخلاقی مطرح شده است. از این رو تدوین کنندگان مجموعه
های روایی بخشی از آنها را به اخلاقیات اختصاص داده اند. مثلا، در کتاب شریف کافی،
بخشی از جلد دوم آن با عنوان «کتاب العشره» و «صفات المؤمن» در مورد مباحث
اخلاقی است.
در میان اصحاب امامان (ع) اولین کسی که در این باره تألیف مستقلی دارد،
اسماعیل بن مهران است که در قرن دوم رساله ای با عنوان صفة المؤمن و
الفاجر نگاشت.
در قرن سوم، کتاب المانعات من دخول الجنة را جعفر بن احمد قمی و کتاب تحف
العقول را ابو محمد حسن بن علی بن شعبه حرانی تألیف کردند.
در قرن چهارم، کتاب مکارم الاخلاق توسط علی بن احمد کوفی به نگارش درآمد. در همین
قرن کتاب دیگری به نام السعادة و الإسعاد توسط ابو الحسن عامری تألیف شد.
در قرن پنجم، کتاب تهذیب الاخلاق و تطهیر الأعراق توسط ابن مسکویه و در قرن ششم
نیز کتاب احیاء علوم الدین و کتاب کیمیای سعادت توسط غزالی و کتاب تنبیه
الخاطر و نزهة الناظر، معروف به مجموعه ورام، تألیف شد.
در قرن هفتم آثار معروف خواجه نثیرالدین طوسی در اخلاق به نام های اخلاق ناصری و اوصاف
الأشارف به نگارش در آمد.
در قرن هشتم کتاب اخلاق
الأشراف و در قرن دهم کتاب اخلاق شمسی و اخلاق کاشفی تألیف گردید. مؤلف کتاب نخست مولی حسن بن
روزبهان شیرازی و مؤلف کتاب دوم حسن بن علی کاشفی است.
در قرن یازدهم ملا محسن فیض کاشانی کتاب شریف محجة البیضاء فی تهذیب
الأحیاء را به نگارش در آورد. در قرن دوازدهم نیز ملا مهدی نراقی کتاب
جامع السعادات و پس از وی ملا احمد نراقی معراج السعاده را تألیف کردند که
این روند تا به امروز همچنان ادامه دارد و نشانگر پیشینه ی طولانی و
افتخار آمیز اخلاق در
جهان اسلام است.